هرگز از مرگ نهراسیدهام
اگرچه دستاناش از ابتذال شکنندهتر بود.
هراس ِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینیست
|
که مزد ِ گورکن |
| |
|
|
از بهای ِ آزادیی ِ آدمی |
|
|
|
افزون باشد. | |
جُستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن ِ خویش
باروئی پیافکندن ــ
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.
دوستانی که مایل به همکاری با این وبلاگ هستند می توانند مطالب خود را به آدرس زیر ارسال یا از طریق فرم تماس با ما در همین وبلاگ پست های خود را ارسال كنند :