پنجشنبه 15 مرداد 1388  16:31
نوع مطلب: () توسط: مصطفی احمدی

روی تو خوش مینماید آینه ما

 

کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا

چون می روشن در آبگینه صافی

 

خوی جمیل از جمال روی تو پیدا

هر که دمی با تو بود یا قدمی رفت

 

از تو نباشد به هیچ روی شکیبا

صید بیابان سر از کمند بپیچد

 

ما همه پیچیده در کمند تو عمدا

طایر مسکین که مهر بست به جایی

 

گر بکشندش نمیرود به دگر جا

غیرتم آید شکایت از تو به هر کس

 

درد احبا نمیبرم به اطبا

برخی جانت شوم که شمع افق را

 

پیش بمیرد چراغدان ثریا

گر تو شکرخنده آستین نفشانی

 

هر مگسی طوطیی شوند شکرخا

لعبت شیرین اگر ترش ننشیند

 

مدعیانش طمع کنند به حلوا

مرد تماشای باغ حسن تو سعدیست

 

دست فرومایگان برند به یغما

 


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 مرداد 1388  16:00
نوع مطلب: () توسط: امیر حسین (جوان)

هزار سال به سوی تو آمدم
 افسوس
هنوز دوری دور از من ای امید محال
هنوز دوری آه از همیشه دورتری
همیشه اما در من کسی نوید دهد
 که می رسم به تو
 شاید هزارسال دگر
صدای قلب ترا
پشت آن حصار بلند
 همیشه می شنوم
 همیشه سوی تو می ایم
 همیشه در راهم
 همیشه می خواهم
 همیشه با توام ای جان
همیشه با من باش
همیشه اما
 هرگز مباش چشم به راه
همیشه پای بسی آرزو رسیده به سنگ
 همیشه خون کسی ریخته است بر درگاه


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2